فرمول طلایی حل مسئله – قسمت دوم

فرمول طلایی حل مسئله – قسمت دوم

در قسمت اول از فرمول طلایی حل مسئله به تعریف این مهارت پرداختیم و گفتیم که کجا کاربرد دارد. اینکه معمولا افراد در مقابله با مسئله، رفتارهای غیر موثر انجام می دهند. رفتارهایی از قبیل :

  • پاک کردن صورت مسئله
  • نداشتن جرات مواجهه با مسئله
  • گرفتن تصمیم جایگزین کم ریسک
  • ماندن در انتظار تغییرات دیگر

ملزومات حل مسئله را معرفی کردیم و در نهایت از چهارپایه جادویی حل مسئله رونمایی کردیم.

در این قسمت به فرایند پنج مرحله ای حل مسئله خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید…

۱- فهم مسئله

برای اینکه بتوانیم روی این صندلی بنشینیم و احساس راحتی کنیم ابتدا باید مسئله واقعی را پیدا کرده و کاملا بفهمیم. مثلا اگر کسی تمام وقت خود را به بطالت می گذراند و تلاشی برای موفقیت نمی کند دلیلش تنبلی است یا بی هدف بودن. نکته دیگری که بسیار اهمیت دارد پذیرفتن نقش خودمان در مسئله است. اینکه مسئولیت پذیر باشیم و مدام تقصیر را به گردن دیگران نیاندازیم. بعد از اطمینان از این موارد باید مسئله را به طور کامل بنویسیم. اینکه مسئله را در ذهنمان مرور کنیم به هیچ وجه کامل نیست و حتما باید این کار را مکتوب انجام دهیم که دلیل آن را در ادامه توضیح خواهم داد.

فن بیان در حل مسئله

نوع بیان ما در فرایند حل مسئله بسیار مهم است. اولا باید مسئله را کاملا شفاف و دقیق بیان کنیم. اینکه بگوییم من با پدرم مشکل دارم، شفاف نیست و مسئله ما را بطور واضح نشان نمی دهد. حال اگر بگوییم “من در تابستان در مورد روشن و یا خاموش بودن کولر با پدرم اختلاف نظر دارم”، مسئله ما شفاف شده است.

به جای مشکل بگیم مسئله

دقت کرده اید که من تا اینجا از کلمه مشکل استفاده نکرده ام. بهتر است همیشه به جای کلمه مشکل از مسئله استفاده کنیم. وقتی می گوییم مشکل، مغز ما روی غیر قابل حل بودن مشکل تمرکز میکند و زمانی که می گوییم مسئله مغز ما روی راه حل تمرکز میکند. چون یاد گرفته که مسائل قابل حل هستند و راه حل دارند.

به جای نمیشه بگیم چطوری میشه

افراد معمولی که حدود ۸۰ درصد مردم را تشکیل می دهند همیشه روی مشکل تمرکز می کنند. به دنبال این می گردند که چه کسی این کار را کرده است، چه کسی را باید سرزنش کنند. روی گذشته و مشکل و مقصر تمرکز می کنند و به همین دلیل هیچ وقت دنبال راه حل نیستند و در یک کلام همیشه می گویند: نمیشه. در نقطه مقابل این طرز تفکر افراد موفق قرار دارند. آنها می دانند که گذشته قابل تغییر نیست و این مسئله اتفاق افتاده است. بنابراین اکنون یک واقعیت است. تنها سوالی که مطرح است این است که چگونه باید حلش کنیم؟ به قول جیم ران، وقتی دائما به راه حل ها فکر کنید، با ارزش  و با ارزش تر می شوید. پس لطفا از این به بعد به جای نمیشه بگویید چطوری میشه؟ همین که این جمله را بگویید مغز عزیز شما دنبال راه حل می گردد و در این مسیر همراه شما خواهد بود.

به جای اما و آخه و ولی بگیم «و»

اما و آخه و ولی کلماتی هستند که به دنبال آنها بهانه هایی می آید که جملات قبلی را نفی می کند و تاثیر آن را از بین می برد. مثلا به این جمله دقت کنید.

من می خواهم کسب و کار خود را راه اندازی کنم، اما در حال حاضر شرایط اقتصادی خوب نیست.

آمدن کلمه ی اما در این جمله باعث شده که راه اندازی کسب و کار منتفی شود. حال به جمله ی اصلاح شده زیر دقت کنید.

من می خواهم کسب و کار خود را راه اندازی کنم و در حال حاضر شرایط اقتصادی خوب نیست. پس باید بیشتر تلاش کنم و با افراد خبره مشورت کنم تا بتوانم موفق شوم.

همین طور که می بینید وقتی به جای اما از و استفاده می کنیم مغز ما به دنبال راه حلی برای مسئله خواهد گشت.

نقاط کور

برخی موراد در زندگی و کار وجود دارد که حتی فکرش را هم نمی کنیم که مسئله باشد. به این موارد به اصلاح نقطه کور می گوییم. مثلاً ترافیکی که همیشه درگیر آن هستیم و این قدر تکراری شده که به آن عادت کرده ایم و برای ما عادی شده است. درست است که حل کردن ترافیک از عهده ما خارج است. با این حال اگر به عنوان مسئله به این موضوع فکر کنیم می توانیم به راه حل هایی دست پیدا کنیم که این تهدید را به فرصت تبدیل کرده و یا آن را دور بزنیم.

مثلا برای دور زدن ترافیک می توانیم سفرمان را در زمان هایی که ترافیک کمتر است انجام دهیم و یا از مترو استفاده کنیم. برای تبدیل ترافیک به فرصت هم می توانیم در طول مسیر به فایل های آموزشی و کتاب های صوتی گوش کرده و ماشین خود را به دانشگاه سیاری برای رشد و پیشرفت و موفقیت تبدیل کنیم.

به طور کلی هر چیزی که باعث رضایت شما نمی شود مسئله است و با همین نکته می توانید بسیاری از مسائل را که در نقاط کور واقع شده اند و تا کنون به آنها توجهی نداشته اید پیدا کنید.

۲- تعیین روش های حل مسئله

بعد از اینکه مسئله به طور کامل شفاف شد نوبت به تعیین روش های حل مسئله می رسد. در این مرحله نیاز است که یک بارش فکری در خصوص مسئله انجام شود. یعنی باید روی مسئله و حل آن متمرکز شده و هر راه حلی که به ذهنتان می رسد را یادداشت کنید. چه این راه حل خوب باشد و چه بد. هیچ موردی را به دلیل اینکه فکر میکنید کاربرد ندارد از قلم نیاندازید. ممکن است در این مرحله راه حل های زیادی به ذهن شما نرسد، که می توانید برای برطرف کردن این موضوع آموزش ببینید.

۳- انتخاب و اجرای روش

بعد از نوشتن راه حل های پیشنهادی، در مرحله بعد نوبت به انتخاب راه حل مناسب و اجرای آن است. بهترین روشی که برای این مرحله پیشنهاد می کنم استفاده از جدول T است. در این جدول که نمونه ای از آن را مشاهده می کنید برای هر راه حل پیشنهادی، مزایا و معایب آن نوشته می شود. بعد از اینکه این جدول برای تمام راه حل ها نوشته شد، می توانیم آنها را با هم مقایسه کرده و بهترین روش را انتخاب کنیم.

۴- بازخورد

همانطور که قبلا هم گفتیم افرادی که در مواجهه با مسائل دنبال حل آن هستند بسیار اندک و کمیابند. درصد بالایی از همین تعداد کم هم اگر دنبال حل مسئله باشند، تا مرحله ی اجرای راه حل پیش می روند و وقتی اولین راه حل را امتحان کرده و نتیجه نگیرند، کلا بی خیال می شوند و می گویند: “هر کاری کردیم نشد.” در صورتیکه اصلی ترین مرحله ی فرایند حل مسئله، بازخورد گرفتن است.

چطور بازخورد بگیریم؟

اولین سوالی که بعد از اجرای روش انتخاب شده در مرحله قبلی باید از خودمان بپرسیم این است که:

آیا نتیجه مورد نظر حاصل شد؟

اگر پاسخ منفی بود دو مورد باید بررسی شود. باید ببینیم ایراد از روش بوده یا نحوه ی اجرای آن. اگر ایراد از روش بوده که می توانیم سراغ روش های دیگر برویم. اگر ایراد از نحوه ی اجرای روش بوده باید روش اجرا را عوض کرده و با روش دیگری اجرا کنیم.

اگر نتیجه مورد نظر حاصل شد، آیا کار ما تمام شده است؟ خیر! اینجاست که باید از خودمان بپرسیم چطور می توانستم نتیجه بهتری بگیرم. مثلا اگر در مثال قبلی و بعد از تبلیغات، ۲۰ درصد افزایش فروش داشته ایم، باید بررسی کنیم که آیا می توان به افزایش ۳۰ درصدی هم رسید؟ و همیشه در حال تلاش برای پیشرفت و بهتر شدن باشیم.

۵- اطمینان از عدم تکرار (سیستم سازی)

احتمالا برای شما هم پیش آمده که مسئله ای را که قبلا حل کرده اید باز هم برای شما اتفاق افتاده است. قانون ثابتی در دنیا وجود دارد که می گوید: تا درس نهفته در اشتباهی را نیاموزیم، آن مشکل در زندگی ما تکرار خواهد شد.

برای اطمینان از عدم تکرار اشتباهات، بهترین قولی که می توانید به خودتان بدهید این است که:

اشتباهات دیگران را تکرار نکنم و هیچ اشتباهی را دو بار تکرار نکنم.

من میثم عظیمی هستم. مشاور و مدرس در زمینه راه اندازی و رشد کسب و کار. باعث افتخارم است که تجربیاتم را در اختیار شما قرار دهم.

رفتن به اینستاگرام

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *